دوکی ...
علائم مريضيمو داشتم واسه دکتر شرح ميدادم . آخه چند وقته که بهم گفتن مريض شدم . بعد، کلي دوا درمون و آزمايش شروع شد . دکتر با دقت زياد وخيلي جدي داشت به حرفام گوش ميکرد و هر از گاهي ميون حرفهاي من ، يه جائي از برگه هاي آزمايشو با اخم و دقت دوباره خوني ميکرد . اوايل خيلي جدي نميگرفتمش يه روزائي فقط واسه اونائي که محرمم بودن يه خورده از يه فشاري تو گلوم گفته بودم . از اينکه هيچي نيستو ولي هست . از اينکه ديگه يادم نمياد ،! از کي شروع شده .اصلا بهش عادت کردم ، و يادمه که اولين نسخش گريه بود .، منم چون خيلي دکترم رو قبول داشتم يه دل سير گريه کردم و خودمو از دست اون فشار هر از گاهي خلاص کردم . روزها گذشتند و درداي هراز گاهي جاشونو دادند به هراز جاييها ، هر روز نوبت يه جائي بود از ذوق ذوق ريشه موهام تا کمر دردو تنگي نفس ، از سردي کردنهاي بگي نگي تا... حال بهم خوردن و اسهال خيلي جدي و بيمارستانو سرم وهذيون مذيون... يه روز وقت برگشتن تو تابستون شيشه هاي ماشينو داده بودم بالا وبخاري رو تا ته روشن کرده بودمو دستامو گرم ميکردم تا برسم به خونه ، وقتي پياده شدم خون توپاهام داشت قل قل ميکرد . من يه مريضي هائي واسه خودم دارم که ميشناسمشون ولي دکترا نميدونن چيه . ولي اين يکي... اين وسط دقيقا زير جناق سينه ام دارن آش رشته ميپزن اينقدر داغه که وقتي آه ميکشم بوي سير داغ خفم ميکنه . هي تووم سرد ميشه رووم عرق ميکنه انگار دارن دمم ميکنند مثل برنج . يهو يه فکري مياد تو سرم داغم ميکنه اينقدر که برنجم ته ميگيره گوشتام ميسوزه هر کي هم بياد منو از رو آتيش برداره ميسوزونم و تو اين حال کذا وقتي نسخه جديدم رو ميخونم خونم به جوش مياد ، ميخوام ..... اين نسخه رو هزار بار خوندم با هزار تا مزه و هر بار مبهوت تر قبلا هم گفتم اگه دکترشو قبول نداشتم ... ببينم اصلا کي سراغ داره من تا حالا دکتر رفته باشم ؟ اينو ميذارم به حساب حال خرابم وگرنه من !... همه ميدونن که هميشه بهترينارو پيشنهاد ميدم از رستوران و فست فود تا ال ائي دي و ال سي دي .... اين بار دارم به خودم شک ميکنم شايد اين اون دکتري نباشه که ...شايدم مريضيم خطر ناکه و نميخواد چيزي به من بگه وگرنه واسه چي اينقدر طولاني شده جوابش واسه چي داره هي اين عکسارو زيرو رو ميکنه .دلم ميخواد بهش بگم خوب دکتر چيزي بگو از اين درد لامصب من .ولي يه چيزي جلومو ميگيره ترس، ،شايدم ادب که نميفهمم توي اين گيروداربه چه دردم ميخوره . خلاصه توي اين فکرام که دکتر آرووم سرشو مياره بالا و ميگه : عزيزم يه چيزي ميخوام بهت بگم ،تحمل شنيدنشو داري؟
Comments
salam
khoobi?
daram az delshoore mimiram....
etefaghi oftade?
dr chi goft? chi shode?
khabari bede az khodet
Posted by: mahi ghermez | August 25, 2009 5:31 AM