« حرص | Main | نوع F »

اينكه...

اين كه از چي بگم و از كي بگم و يا نگم. اينكه چيكار ميكنم و نميكنمو يا نميگم. اينكه چه حالي يمو چه دردي دارمو ندارم. اينكه كجا ميرمو نميرمو نميريم. اينكه هي به اين تيم متلاشي شنبه ها زور ميكني بريم اقلا بدويم؛ اين بي حاليارو... اينكه دره فرحزادو كه پاركش كردنو دوستش دارمو توش رفتيم دويديمو؛ همشون رد كردن. اينكه همشون باهم ميگن بريم يه جاي جديد بعد هي پيشنهاد ميدن و خلاصه همشون توافق ميكنن روو يه پارك و به من ميگن خوبه منم ميگم اسمي نميشناسم .ادرسشو بگين ... حالا ....منم كه اصلا نظري ندارم... حالا امشبم كه رفتيمو خوششون اومده. اينكه من وسط خيابونا پشت سر هم ليمو سنگي ميبينم؛ ليمو هاي نوراني كه خيابونامونو روشن ميكنن اينكه ديشب دوباره تا صبح نخوابيدمو كارهامو 6 صبح ميلشون كردم ياد شبهاي ژوژمان به خير ياد خيلي از خيابونا به خير ياد خيلي از ادمها به خير ياد خودم به خير كه چه جووني داشتم هر هفته اصفهان هر هفته پرواز خوبه ها هفته اي دو بار پريدن ياد رفيق هم پروازيم بهروز كه شنيدم سكته كرده به خير و خدا كنه عمرش باقي باشه و بقائي بمونه ياد اون چهار راهي كه من دوستش دارموفرهنگ دوستش داشتو ژيگولش بودو سرش دختر بازي ميكردو... به خير با كلاس زبانشو تئاترشو اون رستورانش كه اول مال جغدا بود و بعد گاوا خريدنش و منم كه از جماعت خفاشان بودمو مشتريش بودمو تووش غذا ميخوردمو ادمارو ورنداز ميكردمو ...زبان ميخوندمو ، دوستش داشتمو. اينكه دارم چيزاي جديد ياد ميگيرم درداي جديد پيدا ميكنم ياد ميگيرم سردرد چيزيه كه تا حالا بلدش نبودم اينكه فرهنگ ميره تو خواب مردم پيام ميذاره بعد طرف منو گير مياره مثل انسرينگ پيغامشو پخش ميكنه برام. اينكه دارم فكر ميكنم ديگه فكر نكنم مثل خيلي از اين روزا كه يادم نمياد از كجا رفتمو چيكار كردم اينكه فقط نگاه كنم و كمتر ببينم يا نبينم اينكه آدما كار دارن يعني پول دارن و اگه كار دارن و پول ندارن پس حتما فكر ميكنن كاردارن يعني بي كارن اداي كار داشتنو در ميارن اينكه ...اينكه نِميري حتي اگه دوست داشته باشي چون پول نداره .ببينم تو هم حس كردي داريم غرق ميشيم يادم رفت وسط اوون هيري ويري ديشب اومدي و منم به افتخارت يه انتراك به خودم دادمو ...اينكه دخترائي كه اين 40 -50 متر جلو اين سينمائي كه رفته بوديمو خيلياشون تو ماشيناشونو تازگيام تو پاركهاو خيابونا حقشونو از اين مردا ميگيرنو هي سيگار ميكشنو كفه هاي نابرابريشونو تعديل ميكننو ...خب حقم دارن تا كي هي كنج اتاقاشونو لب پنجره هاشونو توي پشت بوماشونو توي زير زميناشون حالا همشون اومدن همه حقشونو بگيرن ، همشو......زيادم هستن همشون ، اصلا كي گرفته بوده بگين پسش ميگيرم براتوون. اينكه هي اين نيازت براورده ناشدني تر ميشه اينكه ديگه اون ضرب آهنگ هاتم بهت جوون نميدن ديگه ...اينكه ميگن يه چيزائي هست كه ريتالينه ميخوريش ميشي يه ادم خوب با دقت با ادب كار به كسي نداري كسي هم كاري به كارت نداره ارووم ميشي ووو...خرجش يه ناصر خسروئه اينكه اطاق كوچيكه رو تركوندم .اينكه پرواز خودمون 208 هزار تومنه عربيش 95 تومنه اينكه علامتاي اين متنو نميزارم چون حالشو ندارم.اينكه برم تا ... ف

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.moayeri.ir/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/509

Comments

درست جايي كه ديوونه شده بودم از بي علامتي پستت جوابمو دادي!قربونت برم نقطه خوب چيزيه ها!

akhey bazi ghesmataye in matno kheili doost dashtam

متنت خيلي قشنگ بود
پر از دلتنگي هاي مشترك كه تمومي ندارند

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)